دلنوشته ای به شب زنده دار کوفه

مسابقه دلنوشته ای به شب زنده دار کوفه از طرف هیئت انصارالمهدی ارواحنافداه و بین دانش آموزان عضو مرکز برگزار شد.

در این مسابقه که به مناسبت ایام شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام برگزار گردید تعدادی از دانش آموزان مرکز فرهنگی مدرس شرکت کردند و از بین متن های ادبی رسیده متن آقای مهدی دریابیگی عضو گروه فرهنگی مصباح الهدی به عنوان متن برتر انتخاب شد که آن را در ادامه می خوانید:

در خلوت کوی یار، دلم لرزید . خواستم  اثری را از دل سیاه قلم به سیمای سپید کاغذ بنشانم . پس بر کاغذ دل نوشتم : یا علی گفتیم و عشق آغاز شد .اما کدامین قلمی می تواند مظلومیت و غربت تو را به پهنای کاغذ آورد و کدامین فکر و احساسی یارای آنرا دارد که گوشه ای از درد ها و زخم های قلب تو را در بیست و پنج سال سکوت مظلومانه تو به تصویر بکشد . سکوتی که چون خاری در چشم و استخوانی در گلوی تو بود . ذکر و وصف هرم دل تو فکر و احساس را خاکستر می کند و قلم را اگر به اندازه ی همه ی درختان عالم  باشد می سوزاند و دفتری را به پهنای وسعت عالم به آتش می کشد.

یا علی گریزی به کدام سوی دلت بزنم و از کدام درب عشق تو وارد شوم؟

نیزه هایی که در صفین قرآن بر آن نهادند، عاقبت منزلگه راس حسین ( علیه السلام ) و یاران مظلوم و غریبش  گردید. محبت ها و دلسوزی های تو را با ظلم و ستم ، و عشق و احسان تو را با کینه و نفرت پاسخ دادند. انگشتری را که در رکوع نمازت از سر کرم به فقیر بخشیدی، سرانجام در عاشورا انگشتر را  با انگشت ستاندند. دستان انعام و اکرام تو نوازشگر طفلان و یتیمان کوفه بود و دستان ظلم و ستم بنی امیه کودکان و یتیمان سید الشهدا (علیه السلام) را رهایی بیابان های سوزان و خارهای مغیلان نمود. آتشی که با عدل تو در دل های کوفیان بر افروخته شد، در آخر دامن گیر درب خانه ات شد. اشک های مظلومانه ی دل داغدار تو در سوگ و هجر فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) از شعله های آتش هم سوزنده تر بود. در آن دمی که در مقابل دیدگان تو اسناد فدک را از دردانه ی پیامبر(صلی الله علیه و آله) غصب کردند، بال و پر فرشتگان در برکه ی جوشان چشمانت می سوخت و زمین با آه درون سینه ات هم نوا شده بود. اما باز هم با این همه مصیبت دریای صبر تو لبریز نشد و کوه استواری تو لحظه ای نلرزید. ای امام همام، اقیانوس غم و غربت تو انتهایی ندارد، و وصف هرم آتش دل تو به حد و نهایتی نخواهد رسید.

هنوز هم حکومت ظالمانه ی بنی امیه و بنی سقیفه زنده اند، و شر و مصیبت آنها هم اکنون نیز دامن گیر انسان هاست. پس ای امام همام؛ بیا و چراغ راه تاریک ما شو، و مشعلی از شعله ی عشق خود به ما بسپار. ای فاتح خیبر؛ درب قلب ما به سنگینی درب خیبر نیست ، ترحمی نما و سینه ی ما را بگشا و پنجره ی دل ما را به روی عشق خود بازکن . ای باب شهر علم پیامبر(صلی الله علیه و آله )؛  درب های رحمت و معرفت و دانش خود را به روی ما گشوده بدار ، و تحصیل ما را در راه رسیدن و تقرب به درگاه خداوند باری تعالی قرار ده . و اما ای کوه صبر و استواری ؛ صبر و شکیبایی  ما را در هجر یوسف زهرا به دریای صبر خود متصل کن و ما را یاری نما تا سجاده ی ظهور او را در زمین پهن کنیم و آستان دل را به سوی خشنودی و رضایت او بگشاییم . ای مولای من؛ در انتهای کوچه عشق از تو می خواهم که شمع عشق خود را در سینه های ما روشن بداری و از درگاه رحمت الهی برای ما تعجیل در فرج آخرین ذخیره و حجت خدا را طلب کنی.