اون روزهایی که ما دانشجو بودیم

اون روزهایی که ما دانشجو بودیم

شاید خیلی به این چیزها فکر نمی کردیم

می پرسید کدوم چیزها؟ عجله نکنید تا آخرشو بخونید خودتون می فهمید!

 حواسمون بیشتر به این بود تا اول درس بخونیم. بعدشم اگه کنار درسمون وقتی گیر میاوردیم می رفتیم دنبال کارهایی که برا خودمون ردیف کرده بودیم!

البته یکسری از اون کارها را شاید بدون داشتن یک هدف خاص دنبال کردیم.

ولی همین ها هم یک تجربه بود.

شاید با خیلی از اونا رشد کردیم و با بعضی هاشم عقب گرد داشتیم.

 اما امروز دانشجوی به اصطلاح خودمون جدیدالورود (البته به کسی بر نخوره) هنوز ثبت نام و انتخاب واحد نکرده حواسش تو اینه که یک کاری پیدا کنه بعدشم اگه وقت کرد یکسری هم به کتاباش بزنه

البته این تیکه را اغراق کردم! همون جزوه­های استاد را هم که بخونه کاری کرده کارسون!

 البته شاید هم بشه حق رو بهشون داد!

بالاخره امروزه با این تورم و اوضاع اقتصادی، قیمت دلار و سکه هم جای خود داره ( نقل محافل اقتصادی و غیر اقتصادی حتی خواستگاری) نمی شه انتظار بیشتر از این هم داشت.

 خوب حالا که چی!

هیچی بابا! یه چند نفر اندیشمند که این دوران را کجدار و مریز طی کردند نشستند تصمیم گرفتند که تو شاخه دانشجویی مرکز فرهنگی شهید آیت الله مدرس یک واحدی را راه بیندازند با این عنوان:  “مهارت افزایی”

 باریکلا! خوب این واحد قراره چه کارهایی توش انجام بشه؟

آخه مرکز رو چه به این کارا! بابا ول کنید دیگه!

 راستشا بخواهید ما که ول کن این قضیه نیستیم!

بابا جون بذار کارهایی را که می خوایم تو این واحد انجام بدیم را برات بگم! بعد بگو مرکز رو چه به این کارا!

 ته تهش می­فهمیم که این مهارته که آینده شغلی یک دانشجوی روی خط مرکز را تأمین می­کنه نه صرف مدرک، معدل و…

در ضمن به نظر من اگه دانشجو تو دوران دانشجویی بتونه یکسری مهارت تو زمینه رشته تحصیلی یا حتی مهارت­های عمومی را کسب کنه هیچوقت کاسه چه کنم چه کنم دستش نمی گیره.

خوب بسه دیگه! اگه دوست داشتید نظرات و پیشنهاداتتون رو را از طریق همین سایت برامون بفرستید.

هر چند وقت یکبار هم یکسری به صفحه ویژه ما بزنید.